مقدمه
بعضی اکسسوریها برای مدتی محبوب میشوند و بعد تقریباً بهطور کامل از تصویر مد کنار میروند. اما بعضی دیگر هر چند سال یکبار با شکل و معنای تازهای برمیگردند.
گردنبندهای دور گردن یکی از همین اکسسوریها هستند.
مدلهای مخملی ساده، بندهای چرمی، نمونههای فلزی، زنجیری یا حتی بندهای باریک دستساز در دورههای مختلف دیده شدهاند. در دهه ۹۰ نیز این گردنبندها در کنار استایلهای آلترناتیو، گرانج و پوشش جوانان دوباره به یکی از عناصر قابل تشخیص تبدیل شدند.
اما داستان آنها از گرانج شروع نمیشود و به دهه ۹۰ هم محدود نیست.
چیزی که این اکسسوری را جالب میکند، توانایی آن در تغییر شخصیت است. یک بند مشکی ساده میتواند بسیار مینیمال باشد، در حالی که نمونه چرمی یا فلزی همان ایده را به فضایی خشنتر میبرد.
شاید به همین دلیل است که گردنبند دور گردن بارها ناپدید شده و دوباره برگشته است:
فرم آن ساده است، اما معنایش میتواند همراه با هر نسل تغییر کند.
گردنبند دور گردن دقیقاً چیست؟
تفاوت اصلی این نوع گردنبند با گردنبندهای معمولی در محل قرار گرفتن آن است.
به جای اینکه زنجیر یا بند پایینتر روی سینه قرار بگیرد، گردنبند تقریباً نزدیک گردن مینشیند.
گاهی کاملاً به گردن نزدیک است و گاهی کمی فضای آزاد دارد.
همین تفاوت کوچک باعث میشود حضور بصری آن بسیار مشخص باشد.
یک گردنبند بلند ممکن است میان لایههای لباس گم شود، اما بندی که دور گردن قرار گرفته حتی در سادهترین استایلها نیز قابل مشاهده است.
داستان این اکسسوری خیلی قدیمیتر از گرانج است
اگرچه بسیاری گردنبندهای دور گردن را با دهه ۹۰ به یاد میآورند، این فرم سابقه بسیار طولانیتری دارد.
در دورههای مختلف تاریخی، گردنبندها، روبانها و زیورهایی که نزدیک گردن قرار میگرفتند در پوشش گروههای مختلف دیده شدهاند.
گاهی جنبه تزئینی داشتند.
گاهی بخشی از پوشش رسمی بودند.
و در دورههای دیگر دوباره با فرهنگ جوانان و مد خیابانی ارتباط پیدا کردند.
بنابراین نمیتوان این اکسسوری را متعلق به یک دوره یا یک خردهفرهنگ خاص دانست.
چرا دهه ۹۰ برای آن مهم شد؟
دهه ۹۰ دورهای بود که بسیاری از عناصر پوشش آلترناتیو بیشتر وارد تصاویر عمومی، موسیقی، مجلات و فرهنگ جوانان شدند.
گردنبندهای ساده مشکی نیز در همین فضا دوباره بسیار دیده شدند.
مزیت آنها واضح بود.
کوچک بودند.
ارزان و قابل دسترس بودند.
بهراحتی با لباسهای مختلف ترکیب میشدند.
و بدون اینکه نیاز باشد کل استایل تغییر کند، جزئیات مشخصی به ظاهر اضافه میکردند.
این ویژگیها باعث شدند بهخصوص در استایلهای جوانان حضور زیادی پیدا کنند.
ارتباط گردنبند دور گردن با گرانج از کجا میآید؟
گرانج یک یونیفرم مشخص نداشت و نمیتوان گفت هرکسی که به این فرهنگ تعلق داشت چنین گردنبندی میپوشید.
اما با گسترده شدن زیباییشناسی آلترناتیو در دهه ۹۰، بعضی عناصر میان سبکهای مختلف جابهجا شدند.
گردنبندهای مشکی ساده نیز در همین فضای مشترک قرار گرفتند.
آنها میتوانستند کنار تیشرت، لباسهای لایهای، جین، کت چرمی یا حتی لباسهای ظریفتر قرار بگیرند.
در نتیجه بهتدریج بخشی از تصویری شدند که امروز با گرانج دهه ۹۰ نیز ارتباط داده میشود.
چرا یک بند ساده اینقدر تأثیر دارد؟
دلیل اصلی به محل قرار گرفتن آن مربوط میشود.
گردن یکی از نقاطی است که چشم هنگام نگاه کردن به چهره و لباس بهسرعت متوجه آن میشود.
یک خط تیره در این قسمت میتواند مرز واضحی ایجاد کند.
حتی اگر فرد یک تیشرت سفید ساده و جین پوشیده باشد، اضافه شدن یک بند مشکی دور گردن میتواند شخصیت استایل را تغییر دهد.
یعنی با یک اکسسوری بسیار کوچک میتوان تأثیری ایجاد کرد که بعضی اکسسوریهای بزرگتر قادر به ایجاد آن نیستند.
مدل مخملی؛ ساده اما قابل تشخیص
یکی از کلاسیکترین نمونهها، بند مخملی مشکی است.
سطح مخمل نور را نرمتر منعکس میکند و در مقایسه با فلز حضور آرامتری دارد.
همین ویژگی باعث میشود بتوان آن را با لباسهای مختلف ترکیب کرد.
تیشرت ساده.
لباس نازک.
کت جین.
یا حتی یک پلیور با یقه باز.
مدل مخملی معمولاً بیشتر از اینکه خشن باشد، یک خط تیره و مشخص به استایل اضافه میکند.
بند چرمی چه تفاوتی ایجاد میکند؟
چرم شخصیت متفاوتی دارد.
یک بند چرمی باریک میتواند ظاهر خامتر و کمی صنعتیتری ایجاد کند.
اگر کنار کت چرمی، بوت یا کمربند چرمی استفاده شود، ارتباطی میان بخشهای مختلف استایل شکل میگیرد.
اما لازم نیست همه این عناصر همزمان وجود داشته باشند.
گاهی بند چرمی روی یک تیشرت ساده بهتر دیده میشود، چون عنصر دیگری برای رقابت با آن وجود ندارد.
مدلهای فلزی و زنجیری
وقتی فلز وارد این اکسسوری میشود، شخصیت آن تغییر میکند.
زنجیرهای کوتاه یا حلقههای فلزی معمولاً حضور بصری بیشتری از بند مخملی دارند.
این مدلها میتوانند به فضای پانک، صنعتی یا بعضی شاخههای تیرهتر پوشش آلترناتیو نزدیک شوند.
اگر خود گردنبند فلزی و پرجزئیات است، بهتر است بقیه اکسسوریها کمی کنترل شوند.
در غیر این صورت ممکن است گردن، گوشها، دستها و لباس همگی همزمان پر از جزئیات فلزی شوند.
مدلهای دستساز چرا با فرهنگ آلترناتیو هماهنگ شدند؟
یکی از جذابیتهای این اکسسوری سادگی ساخت آن است.
گاهی یک بند ساده، روبان، تکه چرم یا زنجیر کوتاه میتواند به گردنبند تبدیل شود.
این ویژگی با فرهنگ شخصیسازی و ساختن اکسسوریهای شخصی ارتباط خوبی دارد.
لازم نیست همیشه یک محصول آماده و گران خریداری شود.
حتی تفاوت کوچک در گره، آویز یا جنس بند میتواند نمونهای کاملاً شخصی بسازد.
آیا گردنبند دور گردن حتماً باید مشکی باشد؟
نه.
مشکی به دلیل ارتباط آسان با لباسهای تیره و استایلهای آلترناتیو رایج شده است، اما تنها گزینه نیست.
قهوهای تیره.
زرشکی.
خاکستری.
سبز تیره.
فلز نقرهای.
یا حتی رنگهای روشنتر میتوانند استفاده شوند.
رنگ باید در ارتباط با کل استایل انتخاب شود.
اگر لباسها بسیار تیره هستند، حتی یک گردنبند متفاوت میتواند نقطه کوچکی برای شکستن رنگها باشد.
گردنبند دور گردن با تیشرت ساده
یکی از طبیعیترین ترکیبها همین است.
تیشرت ساده فضای خالی کافی در بالاتنه باقی میگذارد و اکسسوری فرصت دیده شدن پیدا میکند.
یک تیشرت خاکستری رنگرفته، جین و گردنبند مشکی میتوانند بدون هیچ عنصر پیچیدهای ظاهر مشخصی ایجاد کنند.
اگر تیشرت یقه نسبتاً بازتری داشته باشد، فاصله میان یقه و گردنبند نیز باعث میشود هر دو بهتر دیده شوند.
یقه لباس چرا اهمیت دارد؟
گردنبند دور گردن در کنار همه یقهها یکسان دیده نمیشود.
یقه بسیار بسته ممکن است بخش زیادی از آن را پنهان کند.
در مقابل، یقه باز فضای بیشتری در اطراف گردن ایجاد میکند.
حتی شکل یقه نیز تأثیر دارد.
یقه گرد، یقه بازتر یا لباسهایی با فرم نامتقارن هرکدام رابطه متفاوتی با یک خط افقی دور گردن ایجاد میکنند.
به همین دلیل بهتر است اکسسوری را جدا از لباس انتخاب نکنیم.
گردنبند دور گردن و لباسهای ظریف
یکی از ترکیبهای جذاب در گرانج، قرار دادن عناصر خشنتر کنار لباسهای نرم و ظریف است.
گردنبند چرمی یا فلزی میتواند همین نقش را داشته باشد.
یک لباس ساده با پارچه روان ممکن است بهتنهایی حس لطیفتری ایجاد کند.
اضافه کردن یک بند تیره نزدیک گردن کمی از آن لطافت را میشکند.
اگر کت جین یا بوت نیز اضافه شود، این تضاد بیشتر میشود.
اما حتی خود گردنبند هم میتواند برای ایجاد این تفاوت کافی باشد.
با کت چرمی چگونه دیده میشود؟
کت چرمی خودش عنصر قدرتمندی است.
اگر گردنبند نیز بسیار ضخیم و پرجزئیات باشد، ممکن است بالاتنه سنگین شود.
یک بند ساده معمولاً کنار کت چرمی تعادل بیشتری دارد.
اگر کت باز باشد و زیر آن تیشرت یا تاپ سادهای قرار گرفته باشد، گردنبند در فضای میان یقهها دیده میشود.
در این حالت سه بافت متفاوت داریم:
فلز یا بند گردنبند، پارچه لباس زیر و چرم کت.
همین تفاوت میتواند بدون استفاده از رنگهای زیاد عمق ایجاد کند.
گردنبند دور گردن با پیراهن چهارخانه
پیراهن چهارخانه معمولاً خودش جزئیات بصری زیادی دارد.
اگر باز پوشیده شود، گردنبند روی تیشرت یا پوست قابل مشاهده است.
در چنین ترکیبی مدل ساده معمولاً بهتر عمل میکند.
چهارخانه طرح ایجاد میکند و گردنبند فقط یک خط کوچک به بالاتنه اضافه میکند.
لازم نیست هر دو برای جلب توجه با یکدیگر رقابت کنند.
آیا میتوان چند گردنبند را روی هم استفاده کرد؟
بله.
یکی از روشهای رایج، استفاده از یک گردنبند کوتاه در کنار زنجیر بلندتر است.
اختلاف طول باعث میشود هرکدام فضای جداگانهای داشته باشند.
مثلاً یک بند ساده نزدیک گردن و یک زنجیر ظریف پایینتر.
اما تعداد بیشتر همیشه نتیجه بهتر ایجاد نمیکند.
اگر لباس خودش طرح و بافت زیادی دارد، شاید همان یک گردنبند کافی باشد.
تفاوت گردنبند ساده با مدلهای پرآویز
مدل ساده بیشتر روی فرم تأکید دارد.
یک خط دور گردن و تمام.
اما اضافه شدن آویز، حلقه یا قطعات فلزی باعث میشود اکسسوری به نقطه اصلی استایل نزدیک شود.
اگر آویز بزرگی انتخاب میکنیم، بهتر است بدانیم که نگاه بیشتری به قسمت بالاتنه جذب خواهد شد.
در مقابل، مدل ساده راحتتر با استایلهای مختلف استفاده میشود و معمولاً دیرتر خستهکننده میشود.
آیا این اکسسوری فقط برای زنان است؟
نه.
در دورهها و خردهفرهنگهای مختلف، زیورآلات نزدیک گردن توسط افراد با جنسیتهای مختلف استفاده شدهاند.
بند چرمی، زنجیر کوتاه یا مدلهای ساده میتوانند در استایلهای متفاوت حضور داشته باشند.
نوع لباسهای اطراف آن بیشتر از برچسب زنانه یا مردانه، شخصیت نهایی اکسسوری را مشخص میکند.
همین انعطاف یکی از دلایل حضور دوباره آن در دورههای مختلف است.
چرا این اکسسوری بارها از مد خارج شد؟
وقتی یک عنصر بسیار محبوب میشود، معمولاً مدتی همهجا دیده میشود.
همین تکرار میتواند باعث خستگی مخاطب شود.
گردنبندهای دور گردن نیز دورههایی داشتهاند که بسیار رایج شدهاند و سپس حضورشان کاهش پیدا کرده است.
نسل بعد ممکن است آنها را برای مدتی قدیمی بداند.
اما چند سال بعد، همان فرم دوباره برای گروه دیگری تازه به نظر میرسد.
این چرخه در مد اتفاق عجیبی نیست.
بازگشت دوباره در دهه ۲۰۱۰
در دهه ۲۰۱۰، همراه با بازگشت بسیاری از ارجاعات دهه ۹۰، گردنبندهای دور گردن نیز دوباره محبوب شدند.
این بار شبکههای اجتماعی، فروشگاههای آنلاین و فرهنگ تصویری اینترنت نقش بسیار پررنگتری داشتند.
مدلهای ساده مشکی دوباره ظاهر شدند.
در کنار آنها نمونههای فلزی، مخملی و تزئینی نیز گسترش پیدا کردند.
چیزی که زمانی با بعضی خردهفرهنگها ارتباط بیشتری داشت، دوباره وارد جریان عمومی مد شد.
وقتی یک نماد آلترناتیو تبدیل به ترند عمومی میشود
این اتفاق فقط برای گردنبند رخ نداده است.
جین پاره.
کت چرمی.
بوتهای سنگین.
پیراهن چهارخانه.
و بسیاری از عناصر دیگر نیز از خردهفرهنگها وارد جریان اصلی شدهاند.
در چنین شرایطی، معنای یک اکسسوری تغییر میکند.
فردی ممکن است آن را به دلیل ارتباط فرهنگیاش انتخاب کند.
فرد دیگری فقط فرم آن را دوست داشته باشد.
و شخص دیگری صرفاً به دلیل ترند شدن از آن استفاده کند.
هیچ اکسسوریای برای همیشه فقط یک معنا ندارد.
چگونه آن را بدون ظاهر کلیشهای بپوشیم؟
سادهترین راه این است که مجبور نباشیم تمام نشانههای گرانج را همزمان استفاده کنیم.
اگر گردنبند دور گردن داریم، لازم نیست حتماً جین پاره، پیراهن چهارخانه، بوت، زنجیر شلوار و کت چرمی را هم در همان استایل قرار دهیم.
میتوان آن را کنار یک تیشرت ساده و جین مستقیم استفاده کرد.
یا با لباس نرم و یک کت ساده ترکیب کرد.
وقتی فقط یکی دو نشانه وجود داشته باشند، نتیجه معمولاً شخصیتر دیده میشود.
راحتی را نادیده نگیریم
گردنبند دور گردن نباید آنقدر تنگ باشد که فشار ایجاد کند یا تنفس و حرکت طبیعی گردن را مختل کند.
مدلی که نزدیک گردن قرار میگیرد همچنان باید فضای کافی برای راحتی داشته باشد.
جنس آن نیز اهمیت دارد.
لبههای زبر، فلز سنگین یا بست نامناسب ممکن است بعد از مدتی آزاردهنده شوند.
یک اکسسوری زمانی واقعاً کاربردی است که بتوان چند ساعت بدون ناراحتی از آن استفاده کرد.
آیا برای گرانج ضروری است؟
اصلاً.
گردنبند دور گردن یکی از دهها اکسسوریای است که در دورههایی با گرانج و فرهنگ آلترناتیو ارتباط پیدا کردهاند.
نداشتن آن چیزی از یک استایل کم نمیکند.
همانطور که پوشیدن آن نیز بهتنهایی یک لباس را گرانج نمیکند.
مهمتر از خود اکسسوری، رابطه آن با بقیه لباسها و شخصیت فرد است.
یک اکسسوری کوچک چگونه شخصی میشود؟
مدل استفاده از یک گردنبند میتواند به مرور تبدیل به بخشی از هویت ظاهری فرد شود.
شاید همیشه یک بند ساده انتخاب شود.
شاید یک آویز خاص به آن اضافه شود.
شاید گردنبند قدیمی باشد و مدتها استفاده شده باشد.
در چنین شرایطی، اکسسوری از یک ترند فاصله میگیرد.
دیگر مهم نیست در آن فصل مد است یا نه.
به بخشی از لباسهای همیشگی فرد تبدیل شده است.
این همان نقطهای است که یک شیء کوچک میتواند چیزی بیشتر از یک تزئین باشد.
جمعبندی
گردنبندهای دور گردن خیلی پیش از گرانج وجود داشتند، اما دهه ۹۰ یکی از دورههایی بود که این اکسسوری دوباره با فرهنگ جوانان و استایلهای آلترناتیو پیوند خورد.
سادگی فرم، امکان شخصیسازی و تأثیر زیاد آن با وجود اندازه کوچک باعث شد بارها از مد خارج شود و دوباره برگردد.
مدل مخملی میتواند نرمتر باشد، چرم شخصیت خامتری ایجاد کند و فلز استایل را به فضای صنعتیتر نزدیک کند.
اما برای استفاده از آن نیازی به ساختن یک ظاهر کاملاً کلیشهای نیست.
گاهی یک بند ساده در کنار تیشرت و جین کافی است.
در نهایت، داستان این گردنبند نمونه خوبی از چرخه مد است:
یک اکسسوری میتواند متعلق به قرنها و نسلهای مختلف باشد، اما هر نسل دوباره تصمیم میگیرد چه معنایی به آن بدهد.
